خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )

445

بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )

جازم نباشد . ولى اين‌دو اعتقاد ممكن الزوال باشند ، زيرا آن حكم را از راه علت نمىدانند . 2 - وجود اعتقادى ضد اعتقاد اول - خواه با اعتقاد به آن‌كه آن حكم به ضرورت چنان است تا آن‌كه آن اعتقاد جازم باشد يا بدون اعتقاد تا جازم نباشد . 3 - وجود اعتقاد اول يا ضدش يا اعتقاد آن‌كه ممكن است متقابل آن حكم حق باشد . اين هر سه در اين نكته مشترك‌اند كه زوال آن اعتقاد به امكان قريب يا بعيد ، ممكن است و به اين سبب همگى از قبيل ظن هستند . اما صورت اوّل ظنى صادق بوده ، صورت دوم ظنى همراه با جهل مركب و صورت سوم ظنى است همراه با جهل بسيط . همان‌گونه كه علم اكتسابى ممكن است از سببى كه مقتضى وقوع علم است ، حاصل شود و ممكن است از غير سبب ، آن علم به دست آيد ، ظن نيز اين‌گونه است . علم و ظن به يك امر براى يك نفر در يك زمان ، قابل اجتماع نيستند ، زيرا زوال‌ناپذيرى و زوال‌پذيرى در يك موضوع اجتماع نمىكنند . همچنين دو ظن مختلف نيز قابل اجتماع نيستند ، زيرا هر طرفى كه داراى رجحان باشد ، ظن به همان طرف حاصل است و طرف ديگر مظنون نيست . و اگر هردو طرف متساوى باشند حكم مشكوك است نه مظنون . در پايان اين بحث ، رسم چند امر مطرح مىشود ، اگرچه موضع اين رسم‌ها ، علوم ديگرى مانند علم طبيعى و علم اخلاق است . اين امور عبارت‌اند از : ذهن : نيروى استعدادى براى نفس در اكتساب حدود و رأىهاست . فهم : شايستگى اين قوت و نيرو براى تحصيل تصورى كه نفس در طلب آن تصور منبعث و برانگيخته مىشود . حدس : قدرت و توانايى اين نيرو و قوه براى به دست آوردن حد اوسط در هر مطلوب ، به ذات خود . ذكا : شايستگى اين نيرو براى آن‌كه اين حدس در زمانى كوتاه به دست آيد . فكر : حركت ذهن به احضار مبادى و از آن‌جا به مطالب ، به‌گونه‌اى با استقامت . صناعت : ملكه‌اى نفسانى كه با حصول آن ملكه افعال اراديى كه مقصود باشد بدون هيچ درنگ و تأملى برحسب آن ملكه از شخص صادر شود .